ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1135

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

براى ظفر يافتن به مطلوب بر تو خواهد تابيد و مسئلهء وسطى كه خدا آن را از مقتضيات اين انديشه قرار داده و چنان كه گفتيم آن را براى اين انديشه آفريده است بر تو الهام خواهد شد . و در اين هنگام آن انديشه را در قالبها و صور ادله بريز و حق آن را از قانون صناعى ادا كن سپس صورتهاى الفاظ را بر آن بپوشان و آن را با دستاويز استوار و بنيان درست براى عالم سخنورى و گفتگو نمودار كن . و اما هنگام مناقشهء در الفاظ و شبههء در ادلهء صناعى و كشف صواب آنها از خطا كه امورى صناعى و وضعى هستند و جهات گوناگون آنها برابر مىباشد و از لحاظ وضع و اصطلاح مشابه يك ديگر هستند اگر توقف كنى ، آن وقت جهت حقيقت آنها را تشخيص نخواهى داد [ 1 ] ، زيرا جهت حقيقت هنگامى باز شناخته مىشود كه بطور طبيعى باشد از اين رو محصل به شك و ترديدى كه براى وى حاصل شده ادامه ميدهد و پرده‌ها در برابر مطلوب وى مانع ميشوند و او را از بدست آوردن باز مىنشاند . و اين وضع شيوهء بيشتر متكلمان متأخر است بويژه كسانى كه از پيش در زبانشان عجمه باشد [ 2 ] آن وقت ذهنشان بدان بسته مىشود يا اگر از كسانى باشند كه شيفتهء قانون منطقى هستند ، بدان تعصب ميورزند و معتقد مىشوند كه آن بطبع وسيلهء ادراك حق است [ 3 ] و آن وقت ميان شبهات و شكهاى ادله سرگردان ميمانند و تقريبا از آن رهائى نمىيابند در صورتى كه وسيلهء طبيعى ادراك حق چنان كه گفتيم همان انديشهء طبيعى است به شرط آنكه از همهء اوهام مجرد شوند و بحث كننده به بخشايش خداوند متوسل گردد و اما منطق وصف كنندهء عمل و خاصيت اين انديشهء « طبيعى » است كه اغلب او را مىراند ( بسوى حق ) بنابر اين متعلم بايد از اين نكات عبرت گيرد

--> [ 1 - ) ] در اينجا عبارت مؤلف بر حسب اسلوب وى قدرى تعقيد دارد يعنى ميان « ان » شرطى و جواب آن چندين جمله فاصله است از اين رو دسلان پنداشته است جملهء شرطى جوابى ندارد و مطلب را بسياق جملهء خبرى ترجمه كرده است . رجوع بحاشيهء ص 282 ج 3 ترجمهء دسلان شود . [ 2 - ) ] فى لسانه عجمة ( بضم ع ) يعنى عجميت است ( از منتهى الارب ) . [ 3 - ) ] كه آن وسيله راندن به ادراك حق است . « از ينى » .